1- دانشیار، گروه آموزشی نقاشی و مجسمهسازی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران. ، azargham@ut.ac.ir
2- دانش آموخته دکتری پژوهش هنر، گروه آموزشی مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
چکیده: (12 مشاهده)
نظر به اینکه روایتشناسی رویکردی بینارشتهای را به نمایش میگذارد، امکان خوانش آثار هنرهای تجسمی با این رویکرد میسر میگردد. آثار نقاشان قهوهخانهای بهواسطه ارتباط با متن بستری را فراهم میآورند که بتوان با نظریات روایتشناسی آنها را مورد بررسی قرار داد. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی شباهتها و تفاوتهای موجود در آثار نقاشی قهوهخانهای از منظر الگوی کنشی گریماس است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه میتوان با مطالعه تطبیقی روایت کشتهشدن سیاوش در آثار نقاشان قهوهخانهای بر مبنای الگوی کنشی گریماس، به شباهتها و تفاوتهای موجود در ارتباط با سیر زایشی معنا در این آثار دست یافت؟ روش تحقیق پژوهش حاضر تحلیلی-تطبیقی است و شیوه کیفی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شدهاست. جامعه آماری نقاشی قهوهخانهای را در بر میگیرد و سه اثر با موضوع کشتهشدن سیاوش از محمد مدبر، حسن اسماعیلزاده و فتحالله قوللر به عنوان نمونه موردی انتخاب شدهاند. همچنین الگوی کنشی گریماس جهت کشف شباهتها و تفاوتها موجود میان آثار مورد استفاده قرار گرفته و اطلاعات بهصورت کتابخانهای گردآوری شدهاند. براساس یافتههای پژوهش، میتوان الگوی کنشگران گریماس را الگویی کارآمد جهت بررسی شباهتها و تفاوتها در سیر زایشی معنا در حیطه آثار نقاشی قهوهخانه دانست. چنانچه از بررسی آثار برمیآید، شباهتهای موجود میان این آثار مرهون وفاداری نقاشان به متن و قراردادهای تصویری است. هر سه نقاش صحنه عدم تعادل میانی را به تصویر کشیدهاند. این رویکرد نشاندهنده شباهت آثار در مورد کنشگر شئ ارزشی (جاودانگی پاکی) است. کنشگر یاریدهنده (پاکی درونی) در آثار از طریق قراردادهای تصویری نشان داده شدهاست. بهعلاوه کنشگر فرستنده و سودبرنده در نقاشیها برخلاف متن حضور ندارند. تفاوتهای موجود نیز حول محور کنشگر فاعل و کنشگران بازدارنده شکل گرفتهاند و مواردی نظیر زاویه دید و پوشش را شامل میشود. در نهایت باید اذعان کرد که نقاشان قهوهخانهای از روایت صرف متن شاهنامه فراتر رفته و تفاسیر شخصی خود را در شکلگیری آثار دخیل کردهاند.
شمارهی مقاله: 7
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
هنرهای تجسمی