1- دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی درسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد.
2- استادیار، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد. ، hassani.hossain@yazd.ac.ir
چکیده: (2744 مشاهده)
هدف این مقاله، مطالعه تطبیقی کاربرد فناوری در برنامه درسی هنر در کشورهای منتخب بهمنظور ارائه رهنمودهایی برای آموزش هنر در ایران است. نوع پژوهش، تطبیقی-توصیفی و روش آن، توصیفی-تشریحی است که مطابق با مراحل چهارگانه روش بردی - شامل: توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه_ انجام شد. دادههای پژوهش از طریق بررسی اسناد و گزارشهای پژوهشی منتشرشده بین سالهای 2025-2022 گردآوری شد. برای اطمینان از روایی دادهها، اعتبار داخلی (صحت و اصالت منابع) و اعتبار خارجی اسناد (درجه اهمیت و ارتباط آنها با موضوع پژوهش) ارزیابی شد. بر اساس نمونهگیری هدفمند و ملاکهای سال انتشار و ارتباط با برنامه درسی هنر و فناوری، از میان 88 مقاله، در نهایت 10 مقاله بهعنوان منابع اصلی پژوهش انتخاب شدند. در بخش نخست، کشورهای هند، امارات متحده عربی و قبرس بهعنوان نمونههایی از کشورهای کمترموفق در زمینه تلفیق فناوری در آموزش هنر بررسی شدند. یافتهها نشان دادند که فقدان درک صحیح از نقش فناوری، مقاومت معلمان در برابر نوآوریهای فناورانه و کمبود زیرساختهای آموزشی از مهمترین موانع بکارگیری مؤثر فناوری در برنامه درسی هنر در این کشورها بودهاست. در بخش دوم، کشورهای فنلاند، انگلستان و اسپانیا بهعنوان نمونههای موفق انتخاب و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در فنلاند و انگلستان، ابزارهای فناورانه لازم برای فعالیتهای هنری بهطور گسترده در اختیار دانشآموزان قرار گرفته و معلمان نیز برای استفاده از این ابزارها آموزش دیدهاند. در اسپانیا، معلمان، فناوریهای نوینی چون هوش مصنوعی را در حد سواد پایه و توانایی بهرهگیری عملی از ابزارهای آن بهکار میگیرند. در مجموع، توسعه و نهادینهسازی فناوری در آموزش هنر مستلزم توجه همزمان به سه عامل اساسی است: آموزش معلمان، توسعه زیرساختهای فناورانه و اصلاح نگرشهای آموزشی. در نظام آموزشی ایران نیز با اولویتبخشی به این سه محور، میتوان زمینه را برای بهکارگیری مؤثر فناوری در برنامه درسی هنر فراهم ساخت.
شمارهی مقاله: 1
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
سایر