دوره 10، شماره 20 - ( 11-1399 )                   دوره 10 شماره 20 صفحات 15-30 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Sedaghatkish A, Piravi Vanak M, Zaimaran M, Emadi M R. A study on the effects of imported engravings on the structure of Farangi-sazi in Safavid’s era based on the views of Ernst Gombrich and Kendall Walton. mth. 2021; 10 (20) :15-30
URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-1469-fa.html
ٌصداقت کیش آرش، پیراوی ونک مرضیه، ضیمران محمد، عمادی محمد رضا. مطالعه تأثیرات گراورهای وارداتی بر ساختار نقاشی فرنگی‌سازی ایران دوره‌ صفوی بر اساس آرای ارنست گامبریچ و کندال والتون. نشريه علمي مطالعات تطبيقي هنر. 1399; 10 (20) :15-30

URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-1469-fa.html


1- دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده مطالعات عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان. ، arashsedaghatkish@gmail.com
2- دانشیار، دانشکده مطالعات عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان.
3- مدرس، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.
4- استادیار، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان.
چکیده:   (369 مشاهده)
از اواسط دوران صفوی، بخشی از نقاشی ایران تحت تأثیر هنر اروپا قرار گرفت و منجر به شکلی از نقاشی شد که از همان دوران به نام فرنگیسازی شهرت یافت. هر چند در اکثر منابع، به نام نقاشان فرنگی حاضر در دربار صفوی و همچنین ورود آثار هنری از اروپا اشاره شده است و علیرغم اینکه برخی گراورهای استفادهشده در آثار فرنگیسازی شناسایی شدهاند، به نظر میرسد تأکید پژوهشگران بیشتر بر حضور اروپاییان و تأثیر کلی فرهنگ و نقاشی غرب بوده و به گراورها، دیگر آثار تصویری و تأثیر مسیر انتقال تصاویر توجه نشده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا میتوان برخی از ویژگیهای فرنگیسازی را نتیجه انتقال تصویر نقاشی از مسیر گراور و عدم دسترسی به اصل نقاشیهای اروپایی دانست؟ در مقاله پیش رو با استفاده از نظریات ارنست گامبریچ و کندال والتون، با روش توصیفی-تحلیلی، سعی بر روشن ساختن احتمال تأثیر فرآیند انتقال تصویر نقاشی بر نقاشی ایران است. نخست با بهکار بستن آرای والتون در مورد سه اثر فرنگیسازی و گراورهای منبع این آثار، اختلال در درک ژانر و تأثیر حذف دادهها در درک شیوه اجرا؛ و سپس با آرای گامبریچ، نحوه تطبیق دادن و برداشت از نقاشی اروپایی با تمرکز بر موارد طرحواره، تکنیک، رنگ، ابعاد، تضاد، سبک و تزئین، تحلیل شده است. نتیجه پژوهش نشان میدهد احتمالاً مواجهه همزمان با تصاویری متنوع از دورههای متفاوت، عامهپسند تا فاخر و ناآشنایی با نقاشی غربی در درک آثار اختلال ایجاد کرده و از سوی دیگر با دگردیسی در برخی دادههای تصویریِ گراور، هنرمند ایرانی، موارد مذکور را با امکانات بیانی نقاشی ایرانی تلفیق یا جایگزین کرده است.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هنرهای تجسمی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه علمی مطالعات تطبیقی هنر می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 CC BY-NC 4.0 | Scientific Journal of Motaleate-e Tatbighi-e Honar

Designed & Developed by : Yektaweb