دوره 15، شماره 30 - ( 1-1404 )                   دوره 15 شماره 30 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Afarin F. (2025). Play and Viewer Participation from Gadamer’s Perspective in the Paintings of Carlo Crivelli and Cornelis Gijsbrechts, with Emphasis on Trompe-l'œil Techniques. mth. 15(30), : 119 doi:10.61186/mth.15.30.119
URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-2102-fa.html
آفرین فریده.(1404). بازی و مشارکت مخاطب از منظر گادامر در نقاشی‌های کارلو کریولی و کورنلیس خیسبرختس با تأکید بر تکنیک دیدفریبی نشريه علمي مطالعات تطبيقي هنر 15 (30) 10.61186/mth.15.30.119

URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-2102-fa.html


دانشیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان. ، f.afarin@semnan.ac.ir
چکیده:   (929 مشاهده)
این پژوهش، شیوۀ مشارکت‌طلبی مخاطب را براساس بحث «بازی» از منظر گادامر در نقاشی‌های کارلو کریولی و کورنلیس خیسبرختس بررسی می‌کند و مهارت‌های توهم‌آفرین و تکنیک‌های دیدفریب را مبنای این وجه مشارکتی، یعنی بازی در اندیشۀ گادامر، قرار می‌دهد. پژوهش پیش‌رو به روش توصیفی–تحلیلی و با رویکردی تطبیقی انجام شده‌است. در این راستا، سیزده اثر منتخب از این دو نقاش بررسی شده‌اند تا به این پرسش‌ها پاسخ داده شود: چگونه در نقاشی‌های منتخب می‌توان مهارت‌های توهم‌آفرین و تکنیک‌های دیدفریب را در جهت بسط مفهوم بازی در آرای گادامر تحلیل کرد؟ مقایسۀ آثار دو نقاش از حیث کاربرد مهارت‌های توهم‌آفرین و تکنیک‌های دیدفریب چه نتایجی را آشکار می‌کند؟ و چگونه می‌توان با تأکید بر دیدفریبی در نقاشی‌ها، مفهوم بازی را به‌گونه‌ای گسترش داد که مخاطب در فرایند تفسیر مشارکت فعال‌تری داشته باشد؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در آثار منتخب، مهارت‌های توهم‌آفرین و تکنیک‌های دیدفریب با بحث بازی در آرای گادامر پیوند می‌یابد. بازی‌های مستخرج از آثار هر هنرمند، متناسب با ویژگی‌های خاص اوست. بازی‌های آثار کریولی شامل بازی با سایه‌ها، بازی با زمان، بازی با هویت پنهان و بازی ابهام‌آفرینی است. در مقابل، بازی‌های آثار خیسبرختس مشتمل‌بر بازی با فرم و محتوا، بازی با نمود و حقیقت، بازی با سایه‌ها، بازی آفرینش و ویرانی، بازی پشت‌وروی تابلو، و بازی قاب و زمینه است. در حالی‌که هنرمندان رنسانس آغازین بیشتر از مهارت‌های توهم‌آفرین بهره می‌بردند، تکنیک‌های دیدفریب در دورۀ باروک نسبت‌ به رنسانس آغازین پیچیده‌تر شده‌است. از این‌رو، در آثار کریولی تأکید بر مهارت‌های توهم‌آفرین و در نقاشی‌های خیسبرختس بر دیدفریبی و در نتیجه بر بازی‌های بیشتر یا پیچیده‌تر مشاهده می‌شود. با تعیین سطوح معنا و تبیین ارتباط میان لایه‌های معنایی حاصل از روابط درونی آثار، و نیز تحلیل فرمالیستی مهارت‌ها و تکنیک‌های دیدفریب، می‌توان از افزایش مشارکت مخاطب سخن گفت. در نتیجه، بهره‌گیری گسترده‌تر از دیدفریبی، سطح مشخصی از معنا را برای مخاطب پیچیده‌تر ساخته و امکان مشارکت تفسیری فعال‌تری را فراهم می‌آورد.
شماره‌ی مقاله: 119
متن کامل [PDF 1474 kb]   (27 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هنرهای تجسمی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه علمی مطالعات تطبیقی هنر می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Scientific Journal of Motaleate-e Tatbiqi-e Honar

Designed & Developed by : Yektaweb