دوره 9، شماره 18 - ( 10-1398 )                   دوره 9 شماره 18 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Shabani M. A Comparative Study of Henri Cartier Bresson's Decisive Moment Theory with Frederic Perls's Gestalt Therapy Theory. مطالعات تطبيقي هنر. 2020; 9 (18)
URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-1313-fa.html
شعبانی مهناز. بررسی تطبیقی نظریه لحظه قطعی هنری کارتیه برسون با نظریه گشتالت درمانی فردریک پرلز. نشريه علمي مطالعات تطبيقي هنر. 1398; 9 (18)

URL: http://mth.aui.ac.ir/article-1-1313-fa.html


مربی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان ، m.shabani@semnan.ac.ir
چکیده:   (1036 مشاهده)
این پژوهش، به بررسی و تحلیل رابطه بین نظریه «لحظه قطعی» هنری کارتیه برسون و نظریه روانشناختی  «گشتالت درمانی» می پردازد که توسط فردریک پرلز تدوین شده است. آنها معتقد بودند هر انسانی برحسب نیازهای درونی خویش و از دیدگاهی فردی، ماهیت هستی را نظاره و ادراک می نماید؛ لذا جهت حصول به فرآیندی رهایی بخش و آفرینشی ناب، لازم است که ساختار ذهنی، کنش های حسی و بالاخص امر دیدن، همراستای آگاهی، به حیطه کنونی معطوف گردد تا فرد در هر لحظه، آماده ثبت آن های بی تکرار باشد و در قبال حوادثی که رخ می دهد، متمرکز و هوشیار و در برابر آنچه به احساس درمی آید، صادق و وفادار بماند. هدف این مقاله که با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و داده های آن به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده، آن است که با تشریح این دو نظریه، به واکاوی وجوه مشترک «گشتالت درمانی» و «لحظه قطعی» بپردازد. همچنین، دریابد که زمینه های قابل انطباق یک رویکرد مرتبط با سلامت روان و دیدگاه  منبعث از زیبایی شناسی بصری، توسط چه مولفه هایی قابل شناسایی است و کارکرد ارجاعی کدام عناصر ساختاری، بستر تطبیقی این دو نظریه را امکان پذیر می سازد. مبتنی بر نتایج حاصله، بهبود کیفیات ارتباطی فرد و اعتلای بصری دیدگان، مستلزم هم سویی و وحدت لایه های روانی مستتر در نهاد آدمی و بازیابی سازوکارهای ارگانیزم انسانی در زمان «حال» و لحظه «اکنون» است. به عبارتی، ادراک درست هستی در زمان، غلیان آگاهی وجودی، آمادگی ذهنی، هوشیاری دائمی و صداقت ذاتی، علاوه بر تبیین ماهیت پنهان رویدادها، حقایقی را در باب خاستگاه تفکرات و تمایلات کنشگر، آشکار می سازد که نه تنها روان انسان را در نظمی ارگانیک و خودشکوفایی فطری به پالایش و توازن می رساند، بلکه بواسطه خلاقیتی بی بدیل، کمتر شاهد تقلیدهای کم مایه و تکراری در دنیای هنر خواهیم بود.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هنرهای تجسمی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه علمی مطالعات تطبیقی هنر می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Scientific Journal of Motaleate-e Tatbighi-e Honar

Designed & Developed by : Yektaweb