کارشناس ارشد سینما، دانشگاه معماری و هنر پارس، تهران. ، r.sabetpour63@gmail.com
چکیده: (26 مشاهده)
پیر بوردیو با طرح مفاهیم بنیادین «میدان»، «منش» و «سرمایه»، چارچوبی نظری برای تبیین رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای اجتماعی و کنشهای فردی ارائه میکند؛ چارچوبی که امکان تحلیل پدیدههای فرهنگی و هنری را فراتر از دوگانه فرد/ساختار فراهم میسازد. پژوهش حاضر با تکیه بر این دستگاه مفهومی، به تحلیل شخصیتهای فرهاد و گیلهگل در فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ ساخته صفی یزدانیان میپردازد و میکوشد نشان دهد چگونه تفاوت در منش و سرمایه فرهنگی این دو شخصیت، کنشها و روابط آنان را در میدان فرهنگی بازنمایی شده فیلم شکل میدهد. هدف پژوهش، تبیین نحوه بازنمایی تفاوتهای فرهنگی، نمادین و طبقاتی در روابط میان این دو شخصیت و تحلیل کنشهای آنان در چارچوب میدان فرهنگی شهر رشت است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل درونمتنی صحنهها، فضاها و کنشهای روایی فیلم است و تمرکز آن بر خوانش جامعهشناختی عناصر روایی و بصری اثر است. یافتههای پژوهش نشان میدهد منش گیلهگل حاصل درونیسازی دو میدان فرهنگی متفاوت (میدان بومی و میدان فرهنگی غربی) است؛ او با برخورداری از سرمایه فرهنگی نهادینهشده و منش مدرن، نماینده سوژهای است که در جستوجوی آشتی میان گذشته بومی و تجربه زیست مدرن خویش قرار دارد. در مقابل، فرهاد با منش بومی و سرمایه فرهنگی تجسدیافته که در حافظه، زبان و پیوندهای عاطفی ریشه دارد، نماد تداوم سنت و مقاومت در برابر منطق خطی و شتابزده زمان مدرن است. در این میان، شهر رشت نه صرفاً بهعنوان پسزمینهای مکانی، بلکه بهمثابه میدانی فرهنگی عمل میکند که برخورد نمادین گذشته و حال را در سطحی شاعرانه و معنادار بازنمایی میسازد. بر این اساس، فیلم یزدانیان را میتوان روایتی سینمایی از بازتولید فرهنگی دانست که در آن، کنش انسانی در پیوندی دیالکتیکی میان منش، میدان و سرمایه معنا مییابد.
شمارهی مقاله: 9
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
سایر